ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩارم ﮐﻪ ﺑﻮﯼ “ﺑﯽ ﮐﺴﯽ” ﺑﺪﻫﺪ ﻧﻪ ﺑﻮﯼ “ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ”
* * *
مانده ام سکوتت را جواب ابلهان بدانم ! یا علامت رضایت
وقتی بهت میگویم دوستت دارم . . .
* * *
” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده !
نگاه کن . . .
مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند . . .
* * *
اگه یه روز دلمو شکستی “ فدای سرت ”
فقط کفش بپوش که شکسته هاش تو پات نره . . .
* * *
گاهی آنکه سراغی از تو نمی گیرد
دلتنگترین برای دیدن توست و از شکاف چشمانش به نبودنت خیره می شود ،
همیشه آنکه تو او را نمی بینی نامهربان نیست . . .
* * *
هرگز منتِ احساسی رو نکش که به زور داره برات خرج میشه . . .
* * *
لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت
* * *
شنیده بودم “ پا ” ، “ قلب دوم ” است . . .
اماباور نداشتم !
تا آن زمان که فهمیدم
وقتی دل ماندن ندارم
پای ایستادن هم نیست !
* * *
همه کارهایت را بخشیدم
جز آن تردید آخر هنگام رفتنت
که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته
ما بهم نمیرسیم
اما بهترین غریبه ات می مانم
که تو را همیشه دوست خواهد داشت . . .
* * *
قایقت می شوم
بادبانم باش
بگذار هرچه حرف پشت مان می زنند مردم
باد هوا شود !
دورترمان کند !
* * *
گرمم کن ؛ به قدر یک آغوش !
هوای نبودنت عجیب سرد است !
* * *
شعر ردیف و قافیه نمیخواهد
بوی آغوش تو هر دیوانه ای را شاعر میکند . . .
* * *
معجزه اون اس ام اس هست که میتونه حال تورو تو یه ثانیه عوض کنه . . .
* * *
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود
از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود
* * *
هوایت چقدر آلوده شده ؟
که هر وقت به سرم زد چشمانم را سوزاند !
* * *
هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست / گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان من است / روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست
* * *
هوا را هر چقدر نفس بکشی باز هم برای کشیدنش بال بال میزنی
مثل تو
هر چقدر که باشی ، باز هم باید باشی
می فهمی چه میگویم ؟
بودنت مهم است !
* * *
و آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند
یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند
* * *
هزار بار آمدم خطت بزنم از قلبم
خود خودت را
یادت را
اسمت را
اما . . .
فقط قلبم پر شد از خط خطی های عاشقانه !
* * *
خدایا
” تنها ” نگذار . . .
دلی را که هیچکس
”دردش” را نمیفهمد . . .
* * *
من « خاطرت » را می خواستم ؛
نه « خاطره ات » را . . . !
* * *
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی . . .
* * *
من سوگوار نبودنت نیستم
من شرمسار این همه تحملم !
* * *
دوست خوب را باید روی چشم ها گذشت
کجایى . . .
چشم هایم بهانه ات را گرفته اند . . .
* * *
اگر احساسم را هم خواستی بخری ، به روی بسته اش دقت کن . . .
نه قیمت دارد ، نه تاریخ انقضاء
برعکس احساسات تو
که بارکد دارد !
حساب شده ی حساب شده !
* * *
بیهوده نقاش بوده ام این همه سال !
به چشم هایت که میرسم ، قلم موها خیس میشوند !
به لب هایت که میرسم ، دستم می لرزد !
رنگ ها می گریزند ، و قاب ها خالی !
تنها ، نبودن تو را . . .
به دیوار زندگی ام می کوبند !
* * *
روزهایی که می بینمت ، نفسم می گیرد
و روزهایی که نیستی ، دلم
اما
تو باش . . .
تحمل اولی آسان تر است
نظرات شما عزیزان: